عبد الله قطب بن محيى

135

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

بوسى ملك رسيده بود و تشريف نزاهت از او يافته ، در يمين بداشت و هركس كه تماشاى زينت بارگاه او را مشغول داشته بود و آشنايى ملك نيافته بود و سيماى آن بر او پيدا نشده ، بيگانه‌رو و زشت‌خو و گنده‌بو به آن زشتى و گندگى كه از شهرستان نيستى با خود آورده بود كه : هركه اينجا آشناى او نشد * بازماند تا ابد بيگانه‌اى چنان كسان را به تازيانه طرد براند و به تاوان آن گستاخى كه در پيشگاه كرده بودند و زينت ملك به چشم بيگانه ديده شكنجه و زندان فرمود : كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ إِلَّا أَصْحابَ الْيَمِينِ « 1 » حال چنين است كه نموده شد . هركس در كار خويش بايد كه مستبصر باشد و تا هنگام باقى است خود را آشناى ملك و آشناى آشنايان ملك سازد ، اللّه سبحانه عالىجناب مكتوب اليه را توفيق اين معنى كرامت كناد و بر مزيد گرداناد ؛ و اللّه الموفق . * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 40 - [ قوّهء حبّيّه و قوّهء قهريه ] ( من عبد اللّه قطب ) خداى عزّ و جلّ در جوهر اوّل دو قوّه ابداع فرمود : يكى قوّهء حبّيّه و يكى قوّهء قهريه ، هر آدمى كه اين قوّتين در او به فعل نيايد ، قاصر است . و هر آدمى كه اين قوّتين در او به فعل آيد ، نه در محل خويش ، مقصّر است . و هر آدمى كه اين قوّتين در او به فعل آيد در محل خويش ، انسان كامل است . قوّهء حبّيّه كه در غير محل خود به فعل آيد ، ارادهء دنيا است و شهوات عاجله و آنچه

--> ( 1 ) . سوره مدثر ، آيه‌هاى 38 و 39 « هركسى در گرو دستاورد [ عمل ] خويش است ، بجز ياران دست راست » .